لباس پر شکوفه
پرنده روی شاخه درخت نشست.شاخه خشکیده بود.پرنده سر کج کرد و به تنه پوسته پوسته شده
درخت خیره شد.
پرنده چند لحظه ای بال و پر زنان در اطراف شاخه چرخید.شاخه خشکیده بود و جز صدای هیاهوی باد
چیزی به گوش پرنده نمیرسید.
پرنده بال و پی زد و دوباره روی شاخه نشستاین بار اوازی سر داد.
پرنده انقدر اواز خواند که اب از میان سنگریزه های نهر راه به سوی درخت کج کرد و درخت خشکیده در
اواز قناری خستگی ها و خواب را
رها کرد و به زندگی چشم گشود.
جوانه های سبز و شکوفه های رنگارنگ در دل زمستان لباس زیبای درخت شدند.
ان روز رهگذران دیدند در سفیدی دشت درخت کهنسال از دور خودنمایی میکند.
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۱۰/۱۷ ساعت 18:50 توسط arina
|
معنی بخشیدن یک دل به یک لبخند چیست؟